فریاد سرخ حسین (ع) در متن سکولاریسم غربی؛ روایت همزیستی و اصالت در قلب اروپا
کابل اکو؛ اقامه عزای حسینی در قلب اروپای مدرن و مهد سکولاریسم، فراتر از یک مناسک مذهبیِ صرف، به یک پدیده چندبعدیِ اجتماعی و هویتی تبدیل شده است. در غیاب بسترهای سنتیِ شرق، مهاجران شیعه و بهویژه جامعه رنجدیده اما پویا و اصیل افغانستانی، محرم را به فرصتی برای بازتعریف هویت، همزیستی مسالمتآمیز و شهروندی مسئولانه در بلاد غرب تبدیل کردهاند.
برای بررسی ابعاد، چالشها و واقعیتهای عینیِ برپایی این آیینها در اروپا، گفتگو کردهایم با «سید مصطفی موسوی»؛ خبرنگار، فعال رسانهای و مبلغ مذهبی افغانستانی ساکن در والنسیای اسپانیا. او با نگاهی واقعبینانه و تحلیلگر، روایتی ملموس از مغناطیس اباعبدالله (ع) در دل غربت ارائه میدهد که در ادامه میخوانید:
محرم در غرب؛ لنگرگاه هویت و چالش بازخوانی عقلانی
سید مصطفی موسوی با توصیف فضای کلی اقامه عزای حسینی در جوامع سکولار، این پدیده را در عین مظلومیت، معجزه و جلوهای از جاذبه مغناطیس اباعبدالله (ع) میداند: «وقتی در بلاد غرب، صدای نوحه و یاحسین از دل حسینیهها و مراکز اسلامی به گوش میرسد، پناهگاهی امن برای شیعیان، بهویژه مهاجرین مظلوم افغانستانی شکل میگیرد که آنها را از هضم شدن در فرهنگ هجمهآور محیط مصون میدارد.»
او وضعیت نسل جوان و کودکانی را که در این محیط متولد و بزرگ شدهاند، یک «واقعیت دوگانه» توصیف میکند که بررسی آن الزامی است:
پل مستحکم هویتی: محرم برای این نسل، یک «شناسنامه هویتی» است. جوان یا نوجوانی که شاید در طول سال کمتر با ریشههای مذهبی خود ارتباط دارد، در دهه محرم به هیئت میآید، سیاهی میپوشد، سینه میزند و احساس تعلق به یک جامعه بزرگتر و اصیلتر را تجربه میکند تا در جامعه غرب بیریشه نماند.
چالش درک مفهوم: از سوی دیگر، نمیتوان با همان ادبیات سنتی با جوانی که در سیستم آموزشی اروپا بزرگ شده صحبت کرد. به باور موسوی، برای این نسل صرفِ روضهخوانیِ سنتی کافی نیست؛ آنها با پرسشهای بنیادی و ساختاری مواجهاند و اگر مبلغان نتوانند فلسفه قیام، عقلانیت عاشورا و مفاهیم والایی مثل آزادی، عزت و زیر بار ظلم نرفتن را به زبان روز تبیین کنند، این ارتباط قطع خواهد شد.
تعامل با جامعه میزبان؛ از قانونمداری تا پلیس همراه
بخش دیگری از مشاهدات این فعال رسانهای در اروپا، به روحیه همکاری، سعهصدر و همیاریِ جامعه میزبان در ایام محرم اختصاص دارد. او تصریح میکند: «واقعیت این است که قوانین این کشورها و به تبع آن، نگاه مسئولان محلی و شهروندان، بر پایه احترام به عقاید و آزادی مذهب بنا شده است؛ این صرفاً یک شعار نیست و ما در عمل آن را لمس میکنیم.»
آقای موسوی با دست گذاشتن روی نمونههای عینی این همزیستی میگوید:
«وقتی برادران افغانستانی ما برای گرفتن مجوز دستهرویِ روز عاشورا به شهرداریها یا پلیس مراجعه میکنند، برخوردها فوقالعاده تسهیلکننده است. پلیسِ جامعه میزبان نه تنها مانعی ایجاد نمیکند، بلکه خودش پیشقدم میشود؛ مسیر حرکت دسته را میبندد، ترافیک را کنترل میکند و امنیت عزاداران سیدالشهدا (ع) را از ابتدا تا انتها تأمین میکند. این سطح از حمایتهای لجستیکی و قانونی، برای جامعه مهاجر افغانستانی بسیار ملموس و قابل قدردانی است.»
انضباط اداری و شهروندی مسئولانه در روزهای کاری
چالشهای تقویمی در غرب، موضوع دیگری است که در این گفتگو به آن پرداخته شد. تاسوعا و عاشورا در تقویم اروپا یک روز کاری کاملاً عادی است؛ تضادی که به گفته آقای موسوی، بزرگترین چالش ساختاری عزاداران در هر سال است، هرچند شیفتگان امام حسین (ع) راه مدیریت آن را یافتهاند: «خیلی از محبین اهلبیت (ع) از مرخصیهای سالانه خود چند روزی را دقیقاً برای تاسوعا و عاشورا ذخیره میکنند.»
بر اساس تجربیات او، مدیریت این وضعیت نیازمند یک برنامهریزی دقیق اداری است؛ فرآیندی که مراکز اسلامی از ماهها قبل با مکاتبه با شهرداری و پلیس آغاز میکنند. در اروپا قانونمداری و شفافیت حرف اول را میزند؛ ارائه مکتوب جزئیاتی مثل مسیر حرکت، تعداد جمعیت، ساعت شروع و پایان و نوع سیستم صوتی، روال صدور مجوز و تأمین امنیت را کاملاً روان میکند.
اما بخش کلیدی این انضباط، به خود عزاداران برمیگردد. آقای موسوی خاطرنشان میکند:
«برای حفظ نظم شهری، خود هیئتها تیمهای اجرایی از جوانان مسلط به زبان محلی تشکیل میدهند. این جوانان با کاورهای مخصوص، در کنار پلیس جمعیت را هدایت میکنند تا راه عابرین پیاده بسته نشود و زبالهای روی زمین نماند. این تجلیِ “شهروندی مسئولانه” به مقامات اروپایی ثابت کرده که تجمعات مذهبی ما نه تنها تهدید نیست، بلکه جلوهای از انضباط، صلح و تنوع فرهنگی است.»
رمزگشایی از اشک عاشورا؛ حزن حماسی در برابر افسردگی
تقابل مفاهیم مذهبی شرق با نگاه روانشناختی فرهنگ مدرن غربی، از دیگر محورهای کلیدی این گفتگو بود. در فرهنگ غرب، حزن معمولاً معادلِ انفعال، افسردگی و ضعف تلقی میشود و اصرار بر شادیِ مداوم یک ارزش است. در چنین بافتی، دیدن مردمانی که برای یک حادثه تاریخی در قرنها پیش اشک میریزند، در نگاه اول ممکن است نوعی شیفتگی به غم به نظر برسد.
سید مصطفی موسوی فلسفه این عزاداری را برای مخاطب غربی اینگونه رمزگشایی میکند:
«یک غم، ناشی از شکست، بیهدفی و ناامیدی است که انسان را زمینگیر میکند؛ این همان غمی است که غرب از آن فرار میکند. اما غم عاشورا، “حزن حماسی” است؛ جوششِ همدردیِ عمیقِ انسانی با مظلومیت و عدالت. اشک عاشورا، اشکِ ضعف نیست، اشکِ پیوند خوردن با فضیلتهاست. در مکتب ما، گریه یک برونریزی احساسیِ صرف نیست، بلکه یک موضعگیری سیاسی و اخلاقی علیه ظلم، نابرابری و پایمال شدن کرامت انسانی در هر زمان و مکانی است.»
مدیریت بافت شهری؛ اولویت حقالناس بر عزاداری
گفتگو با این کارشناس مذهبی به حساسترین چالش ملموس یعنی اصطکاک با بافت شهری و گره خوردن آن با آبرو و اعتبار جامعه مهاجر ختم شد؛ چرا که در غرب، «حقوق شهروندی» و «آرامش عمومی» خط قرمز قانون است. او با تکیه بر مبانی دینی یادآور میشود: «همیشه به عزاداران تأکید میکنم که امام حسین (ع) در شب عاشورا حقالناس را مقدم بر جهاد دانست؛ پس ما نمیتوانیم با زیر پا گذاشتن حقالناس، برای ایشان عزاداری کنیم.»
بر همین اساس، مراکز مذهبی راهکارهای عملی دقیقی را برای پیشگیری از هرگونه تنش در پیش گرفتهاند:
کنترل آلودگی صوتی: با توجه به قوانین سختگیرانه اروپا برای پس از ساعت ۱۰ شب، هیئتها سیستمهای صوتی داخل حسینیهها را عایقبندی میکنند. در دستههای خیابانی نیز بلندگوهای بزرگ جای خود را به باندهای کوچکتر با صدای استاندارد و رو به زمین دادهاند.
حل بحران پارکینگ و ترافیک: تأکید مداوم بر استفاده از وسایل نقلیه عمومی در کانالهای اطلاعرسانی و استقرار جوانان هیئت به عنوان «همیاران ترافیک» برای جلوگیری از پارک دوبله، نظم هدایت خودروها را تضمین کرده است.
نظافت فوری محیطی: حرکت بلافاصله یک تیم داوطلب از نوجوانان با کیسههای زباله در انتهای دسته عزاداری، باعث میشود خیابان پس از مراسم حتی تمیزتر از قبل باشد؛ رفتاری مسئولانه که به تعبیر آقای موسوی، هیئتهای شیعیِ افغانستانی را به عنوان مجموعههایی منظم، محترم و قانونمدار به همسایگان اروپایی معرفی کرده است.
ثبت دیدگاه جدید